السيد موسى الشبيري الزنجاني
5744
كتاب النكاح ( فارسى )
حكم مستضعف ، متعرض حكم ناصبى شده ، مستضعف نبايد به اين معنا باشد ، و الّا حكم ناصبى بدون جهت تكرار شده است . حاصل كلام آنكه صاحب حدائق ادله حرمت ازدواج با زوج مخالف را تمام ، و ادله مخالفين را مردود دانسته و تعارض رواياتى كه معارض ادله حرمت معرفى شده است را نيز نمىپذيرد . د ) رأى استاد مد ظله درباره مسأله مورد بحث : دو روايت عبد الله بن سنان و معلى بن خنيس علاوه بر اشكال سندى ، از نظر متن نيز مقبول نمىباشد . زيرا در سند روايت عبد الله بن سنان ، ابراهيم ابن اسحاق احمرى واقع شده كه مورد تضعيف همگان است . عبد الله بن حماد نيز خالى از اشكال نيست . در سند روايت معلى بن خنيس نيز محمد بن على واقع شده كه ابو سمينه محمد بن على كوفى است ، و او را نيز همه تضعيف كردهاند . متن هر دو روايت نيز بر خلاف مسلمات است . زيرا اولًا : بر حسب لغت ، ناصب به كسى گفته مىشود كه مخالف امير المؤمنين عليه السلام است . ثانياً : گرچه در ميان مسلمين هيچ كس با شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله - به حسب ظاهر - دشمن نبوده ، ليكن آل پيامبر صلوات الله عليهم داراى دشمنان زيادى بودهاند كه واقفه ، ناووسيه ، و خوارج - كه اصطلاحاً به آنها ناصبى گفته مىشود و با حضرت امير عليه السلام جنگ كردند - از آن جملهاند . ثالثاً : روايات فراوانى درباره دشمنان آل پيامبر وارد شده كه نادرستى مفاد دو روايت مذكور را به اثبات مىرساند . بررسى نظر صاحب حدائق و ادامه بحث را به جلسه آينده واگذار مىكنيم . « * و السلام * »